۳۱ مرداد ۱۳۸۸

ماه رمضان...

تو اين زمونه كه ديگه رنگ و بوي ماه قشنگ رمضون سال به سال داره كمتر ميشه دلمون خوش بود به صداي شجريان دم دماي افطار كه اونو هم ازمون گرفتن !
مردم بيچاره چه ظلمايي كه بهشون نميشه !
تنها ماهي كه همگي پاي سفره مي نشستيم و منتظر ربنا و بعدشم اذان...
اصلا من كه هميشه از بچگي ماه رمضونو با ربناي شجريان ميشناختم...
هر وقت ميشنيدم حس ماه رمضون بهم دست ميداد و دلم تنگ ميشد و از يه حس خيلي خوبي سرشار ميشدم..
نميدونم ولي بي انصافيه اگه بگيم كه كاش شجريان خودشو قاطي نميكرد تا ما از صداش محروم نشيم !!
حالا ديگه مجبوريم قبل از اذان موبايلامونو روشن كنيم و از اون طريق حالشو ببريم !!
در آخر متاسفم كه دين و سياست و شعور و همه چي و همه چيزو با هم قاطي كردن رفت پي كارش !!
خدايا خودت بهتر ميدوني...

۲۷ مرداد ۱۳۸۸

باز هم !

تجاوز جنسي كه چيز تازه اي نبود...اگر نبود عجيب بود !!
اصلا مگه ميشه نباشه ؟! وقتي چند كثافت با 1 دختر تنها...يا با 1 پسر تنها.....!! بدون هيچ كمكي با چشمان بسته !!
خودمون حدس ميزديم اما فك نميكرديم صداش در بياد...فك نميكرديم كسي جرات كنه افشا كنه...اما حالا رسوا شدند...اون هم در زندانهاي يك مملكت اسلامي !!
همونايي رو كه اينا كافر صداشون ميكنن با هموطناي خودشون اينكارو نميكنن...
حالا من اينجا راحت زير باد كولر نشستم مينويسم و دخترا و پسراي هموطنم ...چي بگم ؟
حتما پيش خودشون ميگن مُردن هم نعمتيه !!
ما ميخنديم...ما گاهي گريه ميكنيم...ما غصه ميخوريم..ما فراموش ميكنيم...ما آتيشمون فروكش ميكنه..ما عروسي ميريم..
ما خيلي بديم..ميدونم..شما شكنجه ميشين اون هم به بدترين وضع.. شما !
شمايي كه اين بلايي كه سرتون اومده از مُردن بدتره...خدايا چه درديه !! من زبونم قاصره...خدا بهتون صبر بده...
واي خدايا كجا دارن ميرن ؟!
تجاوز..تجاوز اون هم به دست كسايي كه خودشونو ياران امام زمان ميدونن ؟
نه..خداي من...قلبم به درد اومد...خدايا كمكمون كن...

۱۱ مرداد ۱۳۸۸

اعترافات ساختگي

چقدر درمانده...چقد غمگين...چه چشمان پر التماسي...چقدر لاغر...
و چقدر دلم برايش سوخت وقتي اخبار گونه تمام چيزهايي را كه اين مدت به خوردش داده بودند را ميگفت !
خيلي دلم برايش سوخت وقتي موسوي و خاتمي را مخاطب قرار ميداد..
راستي چقدر براي يك مرد سخت است اعتراف كند به چيزي كه به آن اعتقاد ندارد..و خودش را له كند...آن هم جلوي همه...
آن هم وقتي اين همه چشم بهت زده و ناراحت ناباورانه نگاهش ميكنند...
عطيان فر گفت...بازپرس يك جمله ي قشنگي به من گفتند كه..............!
چه لبخند تلخي داشتيم !
خوب من هم انقدر لاغر و رنجور و درمانده ميشدم اگر در زندان انقد به من خوش ميگذشت !!
آقاي ابطحي شما دوست داشتني ترين دروغگوي روي زمين هستيد !!
دلم خيلي سوخت و براي درماندگيش گريه هم كردم !نگران نباش باور كن ما بيداريم...همه بيدارن...

برنامه تظاهرات 12 مرداد در شهرهای ديگر

طرحهاي خاموشي و ا.. اكبر گفتن روي پشت بامها 12،13،14 برقرار و از هميشه محكمتر برقرار است...

۹ مرداد ۱۳۸۸

روزي روزگاري...

روزي روزگاري ايران رييس جمهوري دارد

كه دستهايش را به سبزي زايش گره زده
و نقاشي ميكشد...موسيقي گوش ميدهد

و كتابهاي خوب ميخواند

نامش ميرحسين موسوي است

و رييس جمهور ايران است...چه باشد...چه نباشد...